بايگاني

Mo Tu We Th Fr Sa Su
12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930

نظرسنجي: کردستان و جنبش سبز

چرا کردها در جنبش سبز شرکت فعال ندارند ؟
  • email معرفي به دوستان
  • print نسخه چاپي
  • Add to your del.icio.us del.icio.us
  • Digg this story Digg this

به اين مقاله امتياز دهيد



(كل امتيازات: 6)
  • email معرفي به دوستان
  • print نسخه چاپي
  • Add to your del.icio.us del.icio.us
  • Digg this story Digg this

چند کلمه‌ای درباره‌ نوشته‌ء (مارکسیسم و آزادی زن )به‌قلم آقای بهرام رحمانی

تغيير اندازه فونت ها: Decrease font Enlarge font
image

این مقاله‌ به‌ تاریخ 15 مارس 2006 نوشته‌ شده‌ به‌مناسبت 8 مارس  و به‌ دلیل پافشاری ح.ک.ا بر سیاستهای نقد شده‌ در این نوشته‌ ، خواندن  مجدد آنرا  توصیه‌  مینمائیم.

چند کلمه‌ای درباره‌ نوشته‌ء (مارکسیسم و آزادی زن!)
به‌قلم آقای بهرام رحمانی.
علی آشناگر
حزب کمونیست ایران به‌مناسبت 8 مارس در نشریه‌ء جهان‌امروز شماره‌ 168 یک اطلاعیه از طرف کمیته‌مرکزی حزب و نیز مقاله‌ای در این رابطه‌ توسط بهرام رحمانی انتشار داده‌ است. که‌ در آن سیاستهای حزب را در مورد زنان بیان می‌نماید. در این نوشته‌ها چند نکته‌ قابل‌توجه‌ است که‌ ناشی از برداشت غلط و نادرست از مسله‌ زن است!
آقای بهرام رحمانی از اینکه فمینیستها مسئله‌‌ زن را مسئله‌ جنسی می‌شمارند به‌ آنها میتازد و می‌گوید: فیمنیسم لیبرالی غالب امروزی ستم بر زنان را جنسیتی میکند و دست به‌ روابط مناسبات سرمایه‌داری ستم‌برزنان نمی‌برد.
حال باید به ایشان یادآور‌شد اگر مسئله‌ زن مربوط به‌ جنسیت زن نیست چرا آن‌را به‌نام مسئله‌‌ و مشکل تبعیض جنسی زنان می‌نامند؟
زن در طول سالیان متمادی تنها به‌خاطر زن بودنش از طرف مرد مورد احجاف و بی‌حقوقی واقع شده‌. ستم بر زنان و استثمار و اختلافات طبقاتی دو مقوله‌ جدا از هم هستند که بر هم تاثیر متقابل دارند.
زن سلطان عربستان تنها به‌ خاطر زن بودنش، و آن جامعه‌ای که‌ در آن هست، درست از همان حق و حقوقی که‌ زن پادشاه‌ سوئداز آن برخوردار است را ندارد! و این بدان معنی‌است که‌ زنان علی‌العموم تنها به‌ خاطر زن بودنشان فاقد حقوق مساوی با مردان هستند. و از طرف دیگر این بدان‌معنا نیست که‌ همه‌ زنان در سرتاسر دنیا و یا از طبقات متفاوت اجتماعی بطور یکسان مورد احجاف و تبعیض واقع میشوند! میزان ستم بر زنان بستگی به میزان پیشرفت اجتماعی طبقات مختلف اجتماعی دارد! یک زن کارگر در جامعه‌ای مانند ایران هم به‌خاطر زن بودنش مورد تحقیر و ستم واقع می‌گردد هم به‌خاطر کارگر بودنش استثمار می‌گردد!
آقای رحمانی می‌گوید: فمنیستهای لیبرال جنبش زنان را فرا طبقاتی قلمداد می‌کنند و از این زاویه‌ نیز جنبش زنان را به‌ انحراف می‌کشانند! جنبش زنان یک جنبش فرا طبقاتی نیست  یعنی همه‌ زنان درد مشترکی ندارند!
آقای رحمانی شما کسانی را که‌ در صف اتوبوس ایستاده‌اند مجسم کنید ممکن است از طبقات مختلف اجتماعی باشند: پیر، جوان، زن، مرد، کارمند، کارگر، …همه‌ در اینکه‌ در صف اتوبوس ایستاده‌ ومنتظرند وجه‌ اشتراک دارند. حال زنان هم همینطور، همه‌ از اینکه‌ زن هستند و به‌ همین‌خاطر تحقیر میشوند، رنج می‌برند! شما در این مورد چگونه‌ می‌اندیشید؟ آیا برای شما تنها رنج تعدادی از آنها برایتان مهم میباشد و مابقی برایتان اهمیتی ندارد؟ همچنانکه ستمی را که از طرف ملل بالادست بر ملل فرو دست اعمال می‌شود، شما یا آن‌ را حس نمی‌کنید ویا به آن اهمیت نمی‌دهید! زیرا از نظر شما تنها بر تعدادی ستم کردن روا نیست ولی بر بقیه یا روا است یا بی تفاوت!
آقای رحمانی می‌گویند: اگر شکاف بین زن و مرد باقی بماند سرمایه‌داران سود می‌برند. اینکه‌ عموما کار خانگی به‌ عهده‌ زنان باشد ارزشهای خانوادگی را تبلیغ و ترویج می‌کنند! آیا زنانی که در خانه‌ نشسته‌اند برای سرمایه‌دار بیشتر سود می‌رساند یا زنی که‌ به‌ بازار کار آمده‌ و عرضه‌ کالای کار را فراوانتر و در نتیجه‌ قیمت آنرا کاهش می‌دهد؟
آیا رضا شاه‌ و فرزندش سوسیالیست بودند که زنان را به‌ بازار کار کشاندند؟
یکی از دیدگاه‌های نادرست آقای رحمانی درآمیختن دو مقوله‌ ستم بر زن بخاطر زن بودن و دیگری استثمار اکثریت انسانها اعم از زن و مرد از طرف نظام سرمایه‌داری است. زن در نظام سرمایه‌داری بر خلاف دیدگاه‌ ایشان می‌تواند حق و حقوق مساوی با مرد را داشته‌ باشد اما حق و حقوقی که‌ از طرف نظام موجود بر جامعه‌ اعمال می‌گردد! در جوامع عقب‌مانده‌ای مانند ایران زنان قانونا فاقد حق و حقوق مساوی با مردان هستند! آیا درک این امر مشکل است؟
ایشان می‌گویند: کمونیسها استدلال می‌کنند که بدون غلبه‌ بر سرمایه‌داری تساوی کامل حقوق کامل برای زن امکان‌پذیر نخواهد بود. (چه‌ نوع حقوقی؟)، (آیا در کشورهای اروپایی قانونا زن و مرد دارای ،، حقوقی کاملا مساوی ،، نیستند؟) 
آیا این بدان‌معنا نیست که‌ زنان تنها باید برای برپایی سوسیالیسم تلاش نمایند و کوشش در جهت احقاق حقوق دمکراتیک در حال حاظر بیهوده‌ است؟!
آیا عین همین نسخه‌ را هم برای حل مسله‌ ملی هم نپیچیده‌اید؟  
آیا نمی‌بینید مردان کارگر هم در سایه‌ قوانین ارتجاعی حکومت دیکتاتوری بر زنانشان ستم روا میدارند؟ آیا تعدیل این فرهنگ ارتجاعی تا رسیدن به حکومت دلخواه‌ شما امکانپذیر نیست؟
همچنانکه در بسیاری از کشورها انجام گرفته. آیا باید همه‌ اعضا جنبش‌های زنان به‌ صفوف حزب شما بپیوندند تا در آینده‌ آزاد و سرفراز گردند؟!
مسئله‌‌ای را که‌ شما فراموش کرده‌اید مسله‌ اعمال قدرت است. این اعمال قدرت گاها تنها به‌ خاطر سود مادی نیست. حتی مسئله‌‌ مادیات هم تنها وسیله‌ای است برای کسب قدرت!
مرد در خانه‌ میخواهد اعمال قدرت نماید و زن مطیع او باشد. مردی که‌صدو پنجاه ‌هزار تومان ماهانه‌ درآمد دارد اگر زنش هم کار کند و ماهیانه‌ صدهزار تومان هم درآمد داشته‌ باشد، میزان درآمدشان به دویست و پنجاه‌ هزار تومان میرسد. که‌ در آن صورت زندگی راحت‌‌ تری خواهند داشت. ولی اغلب مردان مانع کار زنانشان می‌گردند! تنها برای کاسته‌ نشدن از قدرتشان!
در اطلاعیه‌ کمیته‌مرکزی حزب آمده‌ است: نه‌ تنها زنان که با جذب شدن به‌ بازار کار و تبدیل شدن به‌ کارگر روزمزدو خاتمه‌ دادن به‌ وابستگی اقتصادی خود به‌ مرد بطور ملموستری ریشه‌های طبقاتی ستمکشی زنان را درک می‌کنند. بلکه‌ ...آنها رادر موقعیتی قرار داده‌ که‌ تضاد میان خود و جامعه‌ موجود را درک کنند.
یعنی اینکه‌ باید زنان از لحاظ اقتصادی هم استثمار شوند تا این ستم را هم درک نمایند! و آنگاه به میدان مبارزه‌ بیایند!
آقای رحمانی در جای دیگر میگویند: فمنیستهای لیبرال مردان را به عنوان استثمارکنندگان زنان معرفی می‌کنند در حالی‌که‌ زن و مرد هر دو در سیستم سرمایه‌داری استثمار می‌شوند این نوع نگرش فمنیستی مبارزه‌ طبقاتی را تضعیف و بین زن و مرد تفرقه‌ می‌اندازد! که‌ نهایتا به‌ نفع سرمایه‌داری است! آیا زن کارگر با مرد کارگر در محیط خانه، کارخانه، اجتماع دارای همان حق و حقوقی هست که‌ مرد دارد؟ اگر نیست در مورد این نابرابری زنان باید سکوت نمایند؟
زنان نباید علیه‌ فرهنگ عقب‌مانده‌ و ارتجاعی که‌ توسط مردان بر آنان اعمال می‌شود مبارزه‌ نمایند تا تفرقه‌ ایجاد نکنند؟!! در مورد مسئله‌‌ ملی هم درست همین نظریه‌ را دارند!
آیا فکر نمی‌کنید بکارگیری کلماتی مانند طبقاتی، کارگر بدون توجه‌ به‌ معنای دقیق آنها به‌ حل مشکل زنان کمکی نمی‌نماید؟ آیا ادای این کلمات بدون توجه‌ به جایگاه خاص آن درست همانند سبحان‌الله گفتن مومنین نیست؟ آیا شما و امثال شما اشاعه‌ دهنده‌گان مذهب نوینی نیستید، که‌ سد راه‌ پیشرفت و تکامل جامعه‌ شده؟ بار دیگر در این جمله‌ مارکس دقت نمایید و آنرا به‌ خاطر بسپارید: مذهب افیون تو‌ده‌هاست!
15مارس 2006

بازگشت به صفحه اول     بازگشت به صفحه قبلی

نظر خود را ارسال نماييد comment نظرات (1 ارسال شده)

  • ارسال شده توسط : محمد از سیدنی, 08 March, 2008 10:34:40
    عزیزم انتقاد كردن اسان است اگر مرد میدانی تو یك چیزی بنویس

اخبار بيشتر


Warning: main(/home/content/h/a/m/hamidb/html/nicestats/stats.php) [function.main]: failed to open stream: No such file or directory in /home/content/h/a/m/hamidb/html/fa/index.php on line 580

Warning: main() [function.include]: Failed opening '/home/content/h/a/m/hamidb/html/nicestats/stats.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/content/h/a/m/hamidb/html/fa/index.php on line 580